Skip to Content

فرصت

فرصت

جوانی از دادگاه به سلولش در زندان برگشت و دائم با صدای بلند فریاد می کشیدو گریه می کرد و بسیار حال پریشانی داشت هم سلولی او که پیر مرد ی مهربان بود کنار او رفت و به جوان گفت : چی شده چرا آنقدر نگران و پریشانی ؟جوان  گفت :که حکمش بریده شده اعدام اعدام است و باز شروع کرد  به گریه کردن  و پیرمرد برای اینکه جوان یک کم آرامتر شود گفت که نگران نباش حتی یک برگ هم بدون اجازه خدا ازدرخت خشکیده ایی بر زمین  نمی افتد. امیدت به خدا باشد .جوان از پیرمرد پرسیدشما که مرد با خدایی هستی و نمازت را همیشه اول وقت می خوانی چرا به زندان افتادی ؟ پیرمرد داستانش را اینگونه شروع کرد که چک کشیدم و موقع مقرر حسابم رو پر کردم اما  اتفاقی افتاد که مجبور به خرج کردن پولم شده ام جوان پرسید چه اتفاقی ؟ پیرمرد گفت:  پسر جوانی داشتم که به خاطر اعتیاد به مواد مخدر مرد در این لحظه جوان با صدای لرزان گفت وای برمن ...

تهیه کننده و کارگردان و نویسنده :مجید حمزانلویی

بازیگران : مجید حمزانلویی – حکمت الله شیردل – آیگین مردانی

صدابردار: محسن مهربد