ارگ بلقیس

شهر بلقیس یکی از بزرگترین بناهای خشتی و گلی ایران است که در ۳ کیلومتری جنوب غرب شهر کنونی اسفراین قرار گرفته است که بالغ بر ۱۸۰ هکتار وسعت می‌باشد که از یک مجموعه آثار شامل بقایای ارگ و خندق پیرامون آن، شارستان شامل: برج و بارو، مقبره شیخ آذری، ویرانه‌های معروف به منار تپه (مسجد جامع)، کوره سفالگری، آب انبار، بازار، کاروانسرا، بنای معروف به یخدانها و یک گورستان وسیع در نزدیک دروازه شرقی تشکیل شده است. از لحاظ قدمت استناد به متون تاریخی در قبل از اسلام‌آباد و شکوفا بوده و در سال ۳۱ هجری توسط مسلمانان فتح می‌شود و طبق یافته‌های باستان شناختی قدیمی‌ترین استقرار در این شهر تاریخی که تاکنون شناسایی شده مربوط به اواخردوره ساسانی – صدر اسلام است و زندگی در آن تا پایان دوره صفوی به طور مداوم جریان داشته است و بالاخره این شهردر اواخر دوران طهماسب دوم و ابتدای حکومت نادر یعنی در سال ۱۱۳۱ هـ. ق توسط افاغنه کاملاًویران و در هم کوبیده شد. به نحوی که جایگاه پیشین خود را از دست داد از این زمان کم‌کم اسم افسانه‌ای بلقیس بر روی خرابه‌های شهر قدیمی اسفراین گذاشته شد.

ارگ بلقیس که برجسته‌ترین اثر این محوطه است که مساحتی بالغ بر ۵/۵۱۷۱۲ متر مربع را در بر گرفته و 30 برج در اندازه‌های مختلف در گرداگرد آن تعبیه شده و از هر سو با خندق احاطه شده است. مصالح اصلی به کار رفته در ساخت قلعه گل/چینه است که در بخش‌های مختلف از خشت، آجر و چوب برای استحکام بیشتر استفاده شده است. می‌گویند ارگ بلقیس اسفراین پس از ارگ بم دومین بنای گلی ایران است که بر اساس اصول معماری ساسانی ساخته شده و مهم‌ترین مصالح به کار رفته در آن خشت و گل است.

دروازهٔ ورودی اصلی آن درضلع شمالی با یک پیشامدگی به داخل شارستان مشخص است که که امروزه بیشتر بخش‌های آن تخریب و به صورت تلی از خاک در آمده است. فضای داخلی قلعه با حفاری‌های قاچاق به کلی مضطرب شده و فقط از این ارگ بزرگ که زمانی دارای سه طبقه فضای معماری بوده تنها یک پوسته گلی باقی مانده است. با توجه به شواهد ارگ بلقیس برخلاف برخی قلعه‌ها بر روی سطح هموار دشت ایجاد شده و در اطراف آن خندقی را ایجاد کرده‌اند. اولین دوره استقرار در ارگ طبق اشارات متون تاریخی و یافته‌های باستان شناسی به دوره سلجوقیان برمی گردد و بعد از این زمان چندبار در ارگ فعالیت‌های مرمتی و ساخت و ساز در پیکره آن دیده می‌شود. ارگ آخرین بار توسط افغان‌ها به تصرف درآمد و به طور کامل تخریب شد اما با این وجود خانواده‌هایی به طور مستقل تا اواخر قاجار نیز در این مکان زندگی می‌کرده‌اند.

خرابه‌های شهر باستانی اسفراین که هم اکنون به شهر بلقیس شهرت دارد، در فاصله حدود 3 کیلومتری جنوب اسفراین در استان خراسان شمالی واقع شده است و یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های معماری خشتی و گلی کشور به شمار می‌رود.

کهندژ بلقیس با شماره ثبت 4497 در فهرست آثار ملی قرار دارد که وسعت این شهر کهن در حدود 150 هکتار و مساحت ارگ (کهندژ ) حدود 5 هکتار است.

این شهر بر اساس اسلوب معماری ساسانی و شامل سه بخش کهندژ، ربض و شارستان ساخته شده و مهمترین مصالح به کار رفته در آن خشت و گل است و بخش‌های مهم شهر شامل کهندژ، شارستان، خندق و حصار دور شهر است و در داخل حصار‌های شهر مسجد، مقبره شیخ آذری و راسته بازاری وجود داشته که در تصویر هوایی که در سال 1937 توسط پروفسور اشمیت گرفته شده است، به خوبی قابل مشاهده هستند.

کهندژ 29 برج به ارتفاع حدود 11 متر دارد و دروازه اصلی آن در شمال شرقی واقع شده است. این مجموعه تاریخی را می‌توان جزو عظیم‌ترین میراث‌های خشتی ایران تلقی کرد که در طول تاریخ همواره به عنوان یکی از شهرهای مهم، در حاشیه جاده معروف ابریشم قرار داشته است.

این شاهراه تجاری در ادوار مختلف از رونق زیادی برخوردار بوده و این شهر برای آخرین بار در دوره صفویه متروک شده و شهر اسفراین به محل کنونی خود در سه کیلومتری شمال شهر قدیم اسفراین منتقل شده است .

براساس این مطالعات مشخص شد این محوطه در قرن‌های نخست اسلامی شکل گرفته است و تا پایان دوره صفوی به طور مداوم مسکونی بوده است.

شهر بلقیس برای نخستین بار در سال 1352 از سوی دفتر فنی سازمان ملی حفاظت آثار باستانی خراسان به شکل محدود مورد گمانه‌زنی قرار گرفت.

براساس نتایج این کاوش‌ها که فقط به داخل قلعه محدود می‌شد، آثار و بقایای این شهر به دوره صفوی نسبت داده شد که متاسفانه در آن زمان به دلایلی، آثار خارج از قلعه مورد توجه قرار نگرفت.

گمانه‌زنی‌های اخیر (در سال 1386) در این محوطه به شناسایی دوره‌های مختلف استقرار در این شهر باستانی و کشف آثار قابل توجهی از قرن‌های مختلف دوره اسلامی منجر شد.

براساس این مطالعات مشخص شد این محوطه در قرن‌های نخست اسلامی شکل گرفته است و تا پایان دوره صفوی به طور مداوم مسکونی بوده است. هر چند، در برهه‌های خاصی از تاریخ مانند دوره یورش مغولان، حمله تیمورلنگ و آشوب‌های ازبک‌ها در دوره صفوی بر اثر اغتشاش‌ها به آن لطمه وارد شد. همچنین، گمانه‌زنی‌های باستان‌شناسی در این محوطه مسائل زیادی از جمله حدود و حریم این شهر تاریخی، زمان ایجاد شهر و سابقه استقرار در آن و نیز رشد آن را در دوره‌های مختلف روشن کرده است.

تحلیل فضاهای شهری و کارکرد هر یک از بخش‌های شهر نیز تا حدودی مشخص شده است. از بین یافته‌های باستان‌شناختی می‌توان به انواع ظروف سفالی لعاب‌دار و ساده، به ویژه سفال «نوع نیشابور» و نیز سفال آبی و سفید دوره صفوی اشاره کرد.

از یافته‌های جالب دیگر می‌توان به چند سکه مسی اشاره کرد که مربوط به دوره سامانی است و نام نوح سامانی روی یکی از آن‌ها درج شده است. همچنین می‌توان به اشیای قابل توجهی مانند یک طاس تخته نرد از جنس عاج، یک مهره‌بازی فرد و مجسمه‌های کوچک سفالی اسب اشاره کرد.

از یافته‌های جالب دیگر می‌توان به چند سکه مسی اشاره کرد که مربوط به دوره سامانی است و نام نوح سامانی روی یکی از آن‌ها درج شده است.

در نزدیکی دروازه شرقی که در منابع تاریخی از آن به عنوان دروازه نیشابور یاد شده است، گورستانی به مساحت 10 هکتار کشف شد که از قرون نخست اسلامی تا دوره صفوی پیوسته به عنوان گورستان شهر استفاده شده است. در این گورستان سنت‌های مختلف تدفین از جمله گورهای تابوتی، سردابه‌ای و گورهای آجرچین دیده می‌شود که نشان دهنده تغییر سنت تدفین در دوره‌های مختلف است.

از جالب‌ترین موارد، کشف چند اسکلت در داخل تابوت‌های چوبی است که به شکل طاق باز دفن شده‌اند و مربوط به مسیحیان نسطوری اسفراین در سده‌های 3 و 4هجری است.

یکی از مهمترین نتایج سومین فصل کاوش در شارستان شهر بلقیس کشف یک کوره سفالگری متعلق به نیمه دوم قرن ششم هـ. ق است که دارای بخش‌های مختلفی چون، آتشدان در بخش تحتانی، تاقچه‌ها به منظور گذاشتن سفال، سکوی پخت به منظور آماده‌سازی و چیدن سفال برای پخت و گنبد که بر روی تمامی این سازه‌های ایجاد می‌گردیده است. این کوره سفالگری اولین کوره سفالپزی به دست آمده از شهر تاریخی بلقیس و محدوده خراسان شمالی است که از آن به منظور پخت سفال‌های لعاب دار با لعاب فیروزه‌ای مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

هنگام پیگردی جهت روشن کردن وضعیت پی و مصالح به کار رفته درساختار دیوار شارستان شهر بلقیس برای مرمت اضطرای در سال ۱۳۹۰ در ضلع جنوبی شارستان شهر بخش کوچکی از یک سازه آجری شامل سردر ورودی و تعدادی پله کشف گردید که احتمال میرفت این سازه بقایای یک آب انبار است طی کاوش فصل پنجم شهر تاریخی بلقیس جهت روشن شدن وضعیت این ساختار یک ترانشه در ادامه سازه‌های قبل ایجاد گردید که مدتی پس از کاوش منجر به نمایان شدن بخش عظیمی از مخزن گردید، این قسمت از بنا به شکل یک دایره به قطر ۲۵/۴ و عمق ۵ متر در دل زمین با شفته اهک و آجر ایجاد گردیده است و قسمت داخلی آن بدون اندود بوده و تنها درنزدیک کف سازه حدود ۱ متر دارای یک اندود نازک آهک است

هنر گچ‌بری یکی از هنرهای وابسته به معماری است که در هر منطقه و هر دوره زمانی، شکل و شیوه مخصوص به خود را داشته است. همان طور که از نام این هنر پیداست، مصالح اصلی بکار رفته در این هنر گچ می‌باشد. در ایران نیز گچ‌بری در دوره‌های مختلف تاریخی همراه با تفاوت‌هایی بوده است. گچ به دلیل داشتن خاصیت شکل‌پذیری، چسبندگی، رنگ مطلوب، کاربرد آسان، فراوانی و ارزانی کاربرد زیادی در هنرهای تزئینی دارد. طی چند فصل حفاری در شهر بلقیس تنها نقطه‌ای که گچبری‌های بینظیر کشف گردید بخش شارستان محدوده معروف به تپه منار است. این محل طبق اشارات متون تاریخی و سفرنامه نویسان خارجی و گفتار مردم محلی مسجد جامع شهر تاریخی اسفراین بوده است. وطبق یافته‌های باستان شناسی در این محل چند دوره استقراری از صدر اسلام – صفویه مشاهده گردیده است. آثار گچبری بدست آمده هم درست در روی ساختار قرون سوم وچهارم از داخل دو فضای صحن دار که به نظر باستان شناسان احتمالا متعلق به دوره ایلخانی است از بین آوارها کشف گردید. کاظمی با اشاره به اینکه پایگاه بلقیس در مرحله نهایی شدن است، اظهار می‌دارد: بخش اعظمی از دیوار ارگ تاریخی بلقیس مرمت شده و سایت موزه‌ها در این محوطه تاریخی ایجاد شده است.

 

شهر تاریخی بلقیس در سال 80 به شماره 4497 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.