رونق تولید ملی | چهارشنبه، ۲۴ مهر ۱۳۹۸

حضرت محمدصلى الله عليه وآله و فاطمه ‏عليهاالسلام - show-content

 

 

نمایشگر دسته ای مطالب

بازگشت به صفحه کامل

حضرت محمدصلى الله عليه وآله و فاطمه ‏عليهاالسلام

 

از سخنان و شيوه رفتار پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله با فاطمه زهراى مرضيه‏عليهاالسلام پى مى‏بريم كه علاوه بر محبت فطرى پدر و فرزندى، ملكات انسانى و فضايل معنوى، ديندارى و پارسايى ام‏الائمه حضرت فاطمه‏عليهاالسلام موجب اصلى جلالت و عظمت قدر آن بزرگوار نزد پدر بوده است. محدثان و مفسران قرآن در باب عظمت كفو ولايت و مصداق روشن: «انا اعطيناك الكوثر». روايات متعددى نقل كرده‏اند كه در اين جا به ذكر چند نمونه از تفسير روض‏الجنان (ابوالفتوح رازى) و تفسير كشف‏الاسرار ميبدى اكتفا مى‏شود.

1 - حضرت فاطمه مادر امامان

در خبر است كه رسول شبى به نزديك خديجه‏عليهاالسلام بود و او سخن مى‏گفت: رسول گفت: يا خديجه من تكلمين؟ با كى سخن مى‏گويى؟ گفت: اى رسول‏الله با اين جنين كه در شكم دارم. رسول گفت: بشارت باد تو را كه جبرئيل مرا بشارت داد كه مادينه است و مادر امامان است.»

2 - خانه فاطمه‏ عليهاالسلام

اتاقى گلين و كوچك با معنويتى بى‏كرانه است كه تجليگاه نور الهى و مصداق بارز آيت قرآنى «فى بيوت اذن الله‏» است. «يك روز رسول -عليه‏السلام- اين آيت مى‏خواند مردى برخاست و گفت: اين خانه‏ها كدام است؟ گفت: بيوت الانبياء، خانه‏هاى پيغامبران است. ابوبكر برخاست و گفت: يا رسول‏الله خانه فاطمه و على از اين جمله هست؟ گفت: هو من افاضلها، خانه ايشان فاضلترين خانه‏هاى ايشان است.» (25)

3 - محبت‏حضرت محمدصلى الله عليه وآله و اطاعت فاطمه‏ عليهاالسلام

علاقه و احترامى كه رسول‏الله نسبت‏به فاطمه‏عليهاالسلام اظهار مى‏داشتند در تاريخ رابطه پدر و فرزندى بى‏نظير است. از جمله عادت‏هاى پيامبر اكرم چنان بود كه در ابتدا و بازگشت از سفر به ديدار فاطمه‏عليهاالسلام مى‏رفتند، روزى پيامبر اكرم به ديدار فاطمه‏عليهاالسلام رفتند و آن روز بر در سراى گليمى خيبرى آويخته بود، چون آن را ديدند، بازگشتند، فاطمه‏عليهاالسلام برخاست و به حجره رسول آمد و از سبب پرسيد؟ حضرت فرمودند: «يا فاطمه من بر عادت آن‏جا آمدم و لكن در سراى تو بر رسم جباران ديدم پرده فروگذاشته بازگشتم [فاطمه‏عليهاالسلام] برفت پرده از در سراى دور كرد.» (26)

4 - فاطمه‏ عليهاالسلام و سجود پيامبرصلى الله عليه وآله

در ابتداى دعوت پيامبر اكرم به اسلام كفار دندان مبارك حضرت را شكستند و خاك و پليدى بر او مى‏ريختند و حضرتش را ساحر و كاهن و مجنون مى‏خواندند. در تفسير آيه مباركه «ان الذين يؤذون الله ورسوله‏». (سوره احزاب /57) از قول عبدالله مسعود نقل شده است كه گفت: «ديدم رسول خدا را در مسجدالحرام سر به سجود نهاده كه كافرى شكنبه شتر ميان دو كتف وى فروگذاشت رسول سر از زمين برنداشت تا آن گه كه فاطمه زهراعليهاالسلام بيامد و آن از كتف وى بينداخت.» (27)

5 - فاطمه زهراعليهاالسلام و اندوه پيامبر اكرم (ص)

آن روز كه جبرئيل آيه «ان جهنم لموعدهم اجمعين‏» (سوره حجر /43) را آورد حضرت اندوهناك شدند و بسيار گريستند و هيچ كس از صحابه زهره نداشت كه از سر آن تاثر شديد جويا شود. عبدالرحمن عوف مى‏دانست كه رسول خدا به ديدار فاطمه آسايش مى‏يابد از حضرت فاطمه درخواست نمود تا از پيامبر اكرم سبب اين اندوه بزرگ را بپرسد. پيامبر در جواب به فاطمه‏عليهاالسلام فرمودند: چه پرسى از آنچه وهم و فهم هيچ كس بدان نرسد؟ چون حضرت اشاره‏اى به ابواب جهنم و چگونگى دركات دوزخ كردند «فاطمه‏عليهاالسلام بيفتاد و بيهوش شد چون به هوش باز آمد گفت: «الويل الويل لمن دخل النار». (28)

6 - دوستى فاطمه‏ عليهاالسلام

چون قريش پيمان حديبيه را شكستند ابوسفيان را براى عذرخواهى نزد پيامبر فرستادند. او خواست از علاقه پيامبر به حضرت فاطمه به نفع خود سود جويد اين بود كه به در خانه فاطمه‏عليهاالسلام رفت و ماجرا را گفت، آن حضرت به او گفتند: «اين كار بزرگتر از آن است كه حديث زنان در آن گنجد.» (29)

7 - فاطمه‏ عليهاالسلام و نوازش يتيم

مفسران قرآن كريم آيه «ويسئلونك عن اليتامى‏» (سوره بقره /55) را تاكيدى به «اصلاح كار و مال‏» (30) و نيكى به يتيمان دانسته‏اند. «روزى مهتر عالم يتيمى را ديدند كه كودكان او را سرزنش مى‏كنند و او مى‏گريد و در خاك مى‏غلتد، چون حضرت سبب درماندگى او را پرسيدند. گفت: پدرم روز احد كشته شد، خواهرم فرمان يافت و مادرم شوهر كرد و مرا براند حضرت رسول گفتند: اى غلام اندوه مدار من كه محمدم پدر توام و فاطمه خواهر تو و عايشه مادر تو... آن گاه مصطفى دست وى گرفت و به خانه فاطمه برد و گفت: يا فاطمه‏عليهاالسلام اين فرزند ماست و برادر تو، فاطمه‏عليهاالسلام برخاست و او را بنواخت‏خرما پيش وى بنهاد...» (31)

8 - حجاب حضرت زهراعليهاالسلام

پوشيدگى زن از ديد نامحرم يك فرمان قرآنى است. در گذشته براى بيان اين مفهوم خصوصا در فقه واژه «ستر» (32) را به كار مى‏بردند. سعدى شاعر خوش‏سخن هم در معرفى زن پارسا چنين گفته است:
«چو مستور باشد زن و خوبروى به ديدار او در بهشت است‏شوى‏» (33)
و در تفسير هم‏چنين مى‏خوانيم:
«در خبر است كه روزى رسول در حجره فاطمه -عليهاالسلام- بود. مردى نابيناى مادرزاد در بزد. رسول گفت: درآى، او درآمد فاطمه‏عليهاالسلام برخاست و در خانه رفت و تا او بنرفت از خانه بيرون نيامد. رسول بر سبيل امتحان گفت: يا فاطمه چرا از او پنهان شدى و او چيزى نبيند؟ گفت: يا رسول‏الله اگر مرا نبيند، من او را بينم. اليس الله تعالى قال: «وقل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن ويحفظن فروجهن‏». رسول -عليه‏السلام- گفت: الحمدلله اراني في اهل بيتي ما سرني; سپاس آن خداى را كه با من نمود در اهل‏البيت من آنچه مرا خرم بكرد.» ()