رونق تولید ملی | دوشنبه، ۲۲ مهر ۱۳۹۸

سهراب محمدی - نمایش محتوای موسیقی

 

 

سهراب محمدی

 

 

از چه سنی نوازندگی دوتار را آغاز کردید؟

از١۴سالگی نوازندگی دوتار را نزد مرحوم پدرم آموختم و تاامروز راوی حماسه ها، غم ها و شادی های اقوام کرمانج بوده ام.

اولین بار در کدام مجلس دوتارنوازی داشتید؟

در٢٠سالگی و در مجلس عروسی دوتارنوازی کردم و این گونه محافل فرصتی بود تا افسانه ها، حکایت ها و تاریخ ایل کرمانج را بیانکنم.

نوازندگی دوتار چه فراز و فرودهایی در این ۵٠سال اخیر داشته است؟

قبل از انقلاب به بخشی ها به چشم مطرب و مجلس گرم کن نگاهمی کردند آن شأن و مقامی را که باید می داشتند نداشتند. پس از پیروزی انقلاب اسلامیبه بخشی های اصیل به چشم هنرمند نگاه کردند. یک باره چنان قدر و ارزش والایی پیداکردیم که برای خود ما باورکردنی نبود.

بارها سرودهای شما با خوانندگی و نوازندگی خودتان از رادیوو تلویزیون پخش شده است از چه زمانی همکاری با رادیو و تلویزیون را آغازکردید؟

زمانی که من به همکاری در رادیوی مشهد دعوت شدم روزگاریبود که مشهد هنوز کارخانه برق مجهزی نداشت کارخانه برق زغال سنگی بود و شب ها بهتیرهای برق، فانوس آویزان می کردند. یک خانه خشت وگلی در اختیار رادیو بود و رئیسرادیوی مشهد آقای ایزانلو بودند که ترانه « لیاره» را زمانی که هنوز ٢٠سال نداشتمآن جا همراه با نواختن دوتارخواندم.

بیش از۴٠ سرود انقلابی کردی به اسم شما درتاریخ موسیقیایران ثبت شده است اوج این سرودها چه زمانی بود؟

یکی در روزهای انقلاب سرودم که در مورد شهید بود با این بیتآغاز می شد«شهید نام آوری درسراسر جهان کار توست» و اوج کارهایم در دوران ٨سال دفاعمقدس بود که سرود «راه حسین راه من است» یکی از زیباترین آن هاست که هر وقت همراهنوازندگی دوتار می خوانم روح حماسی دیگری در من دمیده می شود.

در موقع سرودن یا خواندن سرودهای انقلابی به خصوص در دوراندفاع مقدس چه حس وحالی داشتید؟

۴فرزندم در دوران دفاع مقدس در جبهه ها حضور داشتند و احساسپدر و مادرانی که فرزند در جبهه داشتم را حس می کردم. وقتی شعری برایشان می سرودمیا غم دل به دوتار می گفتم با تمام وجود فرزندان ایران زمین در سنگرهای مبارزه راهمچون فرزندان خودم حس می کردم.

تا چه اندازه موسیقی می تواند روح حماسی را در افرادبدمد؟

وقتی شعری را برای فرزندم که عازم جبهه بود سرودم که در آنجا گفته بودم «پسرم بیا کمربندت را ببندم تو را از زیر آینه و قرآن بگذرانم و بربازویت قرآن ببندم برخیز که پیروزی نزدیک است». هرگاه این سرود را در هر محفلی اجراکردم مورد تشویق بیش از حد و انتظار روبرو شدم. فرزندانم و جوانان منطقه وقتی ازجبهه به مرخصی می آمدند می گفتند صدای تو و به خصوص این سرودت روح حماسه را درجبهه هایی که بچه های کرمانج وجود دارند می دمد و به اثر موسیقی حماسی پیبردم.

شما در جشنواره های زیادی شرکت کردید استقبال مردم ومسئولان از نوازندگی دوتار و خوانندگی شماچگونه بود؟

اجراهایی درجشنواره هایی چون«موسیقی فجر»،«موسیقی نواحی »،«سرنانوازان»،«پیران چنگی » داشتم حمایت وتشویق مردم ومسئولان فرهنگی کشور واستان بسیار عالی بود.

آیا مردم به خاطر این که محفل آن ها را گرم می کنید به شمااحترام می گذارند یا رمز دیگری در کاراست؟

خوانندگی و نوازندگی من در خدمت فرهنگ کرمانج است وقتیداستان هایی از حماسه، دلاوری، بزرگواری، سخاوبخشش کرمانج ها بیان می کنم درحقیقتبه مردم کرمانج منطقه هویت می بخشم او را با فرهنگ غنی خودش آشنا می کنم این جاستکه مردم فرهنگ دوست ما کسانی که میراث معنوی آن ها را انتقال می دهند دوست دارند وبه آن ها احترام می گذارند.

شما درخانه فرهنگ ملل در پاریس هم اجرای برنامه داشتید ازآن جشنواره بگویید؟

نوروز٨۶ به فرانسه رفتم که در٢شهر«پاریس»و«لیون» اجرایبرنامه داشتم که شعری از مرحوم علی مهرو را خواندم که تشویق ایرانیان مقیم فرانسه ومردم خود پاریس ولیون افتخاری بود که کسب کردم.

کدام سرود را در فرانسه خواندید؟

سرودی عرفانی بود. جالب بود که در شب عید وقتی سرودم درفضای تالار لیون و پاریس طنین انداخت اگرچه بسیاری از آن ها به لهجه کرمانجی آشنایی نداشتند ولی حس می شد که نوای دوتار بر دل آن ها نشسته است چرا که تشویق فرانسوی هافوق العاده بود.

سخت ترین روز و شادترین روز زندگی شما در دوراننوازندگی تان کی بود؟

بخشی، روز سخت در زندگی ندارد چرا که وقتی خداوند بخششی درحق او کرده و مورد عنایتش قرار داده هرچه در زندگی نصیبش می شود زیبایی و شادی استو حتی مشکلات زندگی هم او را در برابر سختی های بعدی مقاوم می کند. مگر پنجه زدن برسیم تار و از ته دل نوای «الله مزار» سردادن غمی باقی می گذارد؟ ولی اگر بخواهمبگویم شیرین ترین دوران زندگی ام از کی آغاز شد باید چند سال پس از پیروزی انقلاباسلامی را بدانید چرا که تا آن تاریخ اگر مردم به ما به چشم مطرب، نوازنده و مجلسگرم کن نگاه می کردند پس از پیروزی انقلاب به چشم هنرمند نگاه کردند. به ارزش هنرمن و امثال من پی بردند به این درک رسیدند که پنجه زدن بر سیم های تار و بیانداستان ها و حماسه ها، بیان ارزش های معنوی ومیراث کهن ماست. ما نوازندگانی که سازو آوازمان ریشه در فرهنگ مان داشت عتیقه ای بودیم که با انقلاب اسلامی کشفشدیم.

چرا نام هنرمندانی چون روشن گل افروز،یگانه ،حاج قربان سلیمانی و شما ماندگار شد؟ در صورتی که در ٣٠ سال اخیر بسیاری از جوانان وارد این عرصه شدند و چند صباحی درخشیدند و رفتند؟

علاوه بر افرادی که نام بردید نام و یاد سلطان رضابخشی، علی بخشی، عبداله مهرو در ذهن و دل مردم مانده است علت این جاودانه ماندن نامشان ٣ چیزبود اول این که حرمت ساز را که بیانگر حرف دل آن ها بود حفظ کردند و قداستی کهموسیقی دارد بستگی به خود نوازنده است. حاج قربان سلیمانی و امثال او بی وضو دست بهدوتار نمی زدند چرا که می دانستند این ساز باید داستان ها، افسانه ها و حماسهآفرینی های مردم را نسل به نسل منتقل کنند.دوم این که هرگز برای هنرنمایی خود نرخنگذاشتند شرط نکردندکه اگر فلان مبلغ را به ما دادید در مجلس شما حضور پیدامی کنیم. سومین راز جاودانگی آن ها حرمت قائل شدن برای مردم بود و وقتی در مجالسحاضر می شدند چشم و دل پاکی داشتند.

دوتار نوازی برای شما نان داشت یانام؟

من کشاورزم، چشم بر آسمان دوخته و دل به امید خدا سپرده امو نان و شهرت و نامم را او عطا کرده است به کم قانع بوده وشاکرم. درجشنواره هایبزرگ کشوری و استانی بارها و بارها شرکت کرده ام هدایایی ارزشمند دریافت کرده ام واز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مستمری ماهیانه ٨٧ هزار تومان دارم. انتظار مادیندارم به همین که می توانم با درخشیدن در جشنواره ای افتخاری برای مردم استانوکشورم کسب کنم راضی ام ولی بیمه کردن هنرمندان، دلگرمی برای هنرمندان جوانی خواهدبود که یقین پیدا می کنند روزی بازنشسته می شوند و به اصطلاح آب باریکه ای در زندگیخواهند داشت.

آرزوی شما درعرصه موسیقی ؟

عاقبت به خیرشدن، رضایت مردم و عنایت روز افزون مسئولان بهموسیقی مقامی که میراث معنوی ماست